تبليغاتX
روح زایی

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 4:10 |

تصويري از هنر عشق ورزيدن

 

ارتباط عاشق و معشوق چگونه است؟

عاشق، تنها و تنها معشوق را مي جويد. تنها او را مي خواهد. او را مي پرستد و او را ميبيند. او همان چيزي را ميخواهد که معشوق ميخواهد. در عاشق خبري از خودخواهي، خودبيني و خودپرستي نيست. حتي او خودآگاه هم نيست. منيت عاشق معشوق است و بس. عاشق دائماً با معشوق خود در ارتباط است. هميشه و در هر حال به او مشغول است و به او توجه دارد. عاشق از معشوق خود غافل نميشود. هميشه او را ميخواند، او را ستايش ميکند و سپاسگذاريش متوجه اوست. عاشق، تسليم معشوق است. قلب و ذهنش و نفس و عملش تسليم معشوق است. او با تمام وجود خود، با جسم و ذهن و روحش، معشوق را مي خواهد و با او در تماس است.

عاشق در فکر راههاي رسيدن به معشوق و نزديکي به اوست. او درباره معشوق ميانديشد. عاشق، خودش را کنترل ميکند، تمايلات و خواستههايش را کنترل ميکند تا از هر اقدامي که ممکن است برخلاف نظر معشوق باشد، پرهيز کند.

عاشق به هر آنچه که با معشوق نسبت و ارتباطي داشته باشد، مهر ميورزد و احترام ميگذارد.

قانون زندگي عاشق، معشوق است.

او از هر راهي که بتواند و از هر طريقي که ميسر شود، به معشوق خدمت ميکند. عاشق در هر شرايطي وظايف و تکاليف خويش را نسبت به معشوق مي داند و به آن عمل ميکند....

عاشق به معشوق خود ايمان و بلکه يقين دارد. او در معشوق خود ترديد نميکند و  پر از اعتماد و اطمينان است. عاشق حتي در درون خود نيز معشوق را دريافت ميکند. معشوق را درروح خود، به همراه دارد. معشوق روح عاشق و بلکه سراسر وجود اوست. او معشوق را اصل خود ميداند.

عاشق حتي در درون خود نيز، به همراه معشوق ميانديشد و به تنهايي تفکر نميکند . او در درون خود نيز با معشوق گفتگو ميکند و نه با خودش.

عاشق، در وجود همه، معشوق را ميجويد، ميبويد، ميخواهد و ميبيند. او همه را معشوق و معشوق را در همه چيز.

عاشق بيمار است و بيماري او عشق است. او بيماري مسري خود را به هر که ميرسد، منتقل ميکند. او دريافته که معشوق بهترين و خوبترين است و تلاش ميکند اين را به ديگران نيز بفهماند و آنان را از جهل و اشتباهشان بيرون آورد و اينچنين به انتشار عشق ميپردازد.

عاشق سعي دارد به همه جهان بگويد که ببيند، معشوق من بهترين است. دوست داشتنيترين است. بزرگترين است. تنها هدف است و تنها خواستني.

عاشق تشنه اسرار معشوق است و به ناشناختههاي معشوق حريص است و براي دريافت واقعيتهاي زندگي معشوق حريصانه تلاش ميکند...

او هر چيزي را که مورد علاقه  معشوق باشد. دوست ميدارد و از هر چه او روي گردان است، روي گردان است. بخاطر معشوق از همه چيز ميگذرد و از هر تعلقي رها ميشود...

عاشق خيره به سوي معشوق است. او با تمام وجود خود خيره و مجذوب معشوق است. با ذره ذره وجود خود. و معشوق در لحظه به لحظه زندگي او حضوردارد.

عاشق از هيچ چيز، جز دوري از معشوق نميترسد تنها ترس او، تنهايي و رفتن معشوق است. عاشق، شجاعترين موجود اين جهان است. تنها اميد او معشوق و وصال اوست.

عاشق فقط و فقط معشوق را ميخواهد و نه جز او را.

 اين فقط و فقط از اسرار عشق است که اگر اين فقط و فقط نباشد، او ديگر عاشق نيست بلکه هرزه است و هرزگي ميکند. و سرانجام هرزگي هرگز وصل و يگانگي نيست. شور و سرور نيست. بلکه رنج و عذاب اينجا و آنجاست...

عاشق با حضور معشوق ميخوابد، نفس ميکشد، حرکت ميکند، بيمار ميشود و ميميرد.

خدمت عاشق، خالصانه و بيرياست. خدمت عاشق، بدون توقع و انتظار است.

قصد عاشق، معشوق است. هدفش، راهش، انديشهاش، کلام و عملش، دوست و دشمنياش، رضايت و غنايش همه و همه معشوق است و بس.

عاشق، وفادار است. وفادارتر از هر باوفايي. وفاداري عاشق به معشوق مانند مانند وفاي حرارت است به آتش. ذرهاي خيانت، دوگانگي و جدايي در او يافت نميشود. عاشق ناگفته با معشوق عهد ميبندد و ديگر حتي جهان را ياراي خدشهدار کردن عهد او نيست.

آرام جاي عاشق ياد معشوق است. سرورش در رضايت معشوق و شورش در آغوش معشوق است. عاشق که به دوري مبتلا ميشود، ميگريد. دلتنگ است. رنجور است و سوز دارد. گداخته است و ميگدازد. در روح خود ناله ميزند و با بند بند وجودش معشوق را ميطلبد و فرياد ميزند. زيرا او، مجذوب، مسحور و مسخّر معشوق گشته.

و سرانجام عاشق در وجود معشوق ميميرد. اما در معشوق مرگ راه ندارد. پس عاشق در معشوق متولد ميشود و خود، معشوق ميگردد. معشوق نيز در عاشق، آشکار ميگردد. و عاشق درمييابد که معشوق خودش بوده و عاشق حقيقي، همان معشوق بوده، اين گونه است که عشق و عاشق و معشوق يکي ميشوند زيرا يکي بودهاند و يکي هستند.

در حضور الهي اينچنين زندگي کنيد. آنگاه رستگاريد.

 

                                            « برگرفته از کتاب جريان هدايت الهي »

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 1:31 |

جریان هدایت الهی

اثری استثنایی و بی همتا در مسیر احیای باطنی و تعالی روح

 

درك اين اثر استثنايي و بي‌همتا زندگي شما را واقعاً متحول و نور باران خواهد كرد و فهم آن در بزرگي را به روي شما خواهد گشودوشما را آماده صعود و بالا رفتن خواهد کرد. جوابهاي شما آنجاست .

 

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 23:35 |
حقیقت انسان نامحدود است. و هرکه این حقیقت را دید، به اندازه ی نگاهش، به آن پیوست و در آن حل شد...

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 14:53 |
 

 

... محدوده های زندگی و توانایی انسان هر روز بیش تر و بیش تر شکسته می شود . چیزی که دیروز  غیر ممکن بود امروز ممکن می شود  و چیزی  که امروز بعید است فردا در دسترس همگان قرار می گیرد.

اما همگانی که از زندگی فردا برخوردار می شوند اندکی از مردم امروز هستند که حقایق آشکار نشده را یافته اند و پذیرفته اند...

                             « برگرفته از کتاب پدیده های انرژی زایی و ردیابی نشانه های روح زایی»

 

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 14:41 |
+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 15:24 |

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 15:20 |
 

رهاننده

اگر تو بخواهی ایمان و وفاداری کسی را بیازمایی و ارتباط او را با خود محک بزنی چه کارهایی خواهی کرد و او را چگونه امتحان می کنی؟ اگر بخواهی برای خود همسر و همراهی ابدی را انتخاب کنی او را چطور می آزمایی و در چه آزمونهایی قرار می دهی ؟ و خداوند اینکار را در حد اعلا و کامل و استادانه انجام می دهد ...

بگذار ایمان تو چنان باشد که هر ترس و تردید و تهدیدی به هیزمی برای آتش آن مبدل شود و آتش ایمانت را بیش از پیش برافروزد. ایمان و ارتباط ات را چنان کن که هر تحریکی آن را محکم تر کند و هر تضعیفی آن را تشدید نماید. کاری کن که فاصله ها تو را نزدیک کنند. یاس ها تو را امیدوار تر ، ضربه ها تو را ضربه ناپذیر، تزلزل ها تو را مستحکم  و سختی ها تو را نرم تر سازند. در این صورت است که تو با ایمان خود او را برای همیشه خواهی یافت و با خود خواهی داشت.

                                                                                      استخراج از کتاب رهاننده

فکر کنم می تونید این کتاب رو با کمک این آدرس : www.taalimehagh.com  پیدا کنید و اگه راحت تر بودید از کتاب فروشی ها سراغش رو بگیرید .  ولی در هر صورت فرصت خوندن این کتاب رو از دست ندید چون این کتاب می تونه زندگی هر کسی رو به بهترین شکل تغییر بده ...

 بخونید تا باورکنید ... 

 

 

 

و

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 10:28 |
در نظر مردم دعا و توکل و بسیاری از امور باطنی دیگر، شبه واقعیتی است که غالبا واقعیت ندارد پس جدی گرفته نمی شود. کاری رویایی است که برای انسان های ضعیف و نیازمند خوب است . بیشتر برای قوت قلب است و نا امید نشدن نه برای به تحقق رساندن و به تحقق رسیدن. گاهی تمسخرآمیز است گاهی تحقیرآمیز. اگر هم به آن اندک احترامی توخالی گذاشته می شود، برای راحتی وجدان و خالی نبودن تقدس است. حتی بعضی ها خجالت می کشند با صدای بلند دعا کنند چون ممکن است به چیز های مختلف متهم شوند. بیشتر مردم برای شکست از آن استفاده می کنند تا توفیق. وقتی آن را به کار می گیرند که مطمئن هستند کار از کار گذشته و امکان ندارد درست شود، در اوج ناامیدی. از این رو دعای آنان غالباً به نتیجه نه ختم می شود...

در ارتباط با خداوند و واقعیات الهی مانند دعا و توکل و فیوضات، مردم یا منکراند که در صورت انکار محروم از آنند و نخواهند دید آنچه را که انکار می کنند، پس آنرا تجربه نمی کنند.یا باور می کنند ، باوری که تردید از اجزا پنهان است. اینها گاهی می بینند و تجربه می کنند اما با شدتی کم و اندازه ای کم چون قدرتِ باورِ تردید آمیز، اندک است و گاهی هم چیزی برای تجربه کردنشان وجود ندارد. عده ی اندکی هم ایمان دارند. اینها عموماً واقعیات باطنی و الهی را می بینند و تجربه می کنند و از آن برخوردارند. و عده ای بسیار کمتر که به آسانی می توان آنها را شمرد، به یقین کامل و یگانگی و لقاء رسیده اند. آنان خود حقیقتی باطنی اند و به چشمه ای از واقعیات باطنی بدل شده اند. نمی بینند بلکه دیدنی ها را به دیده می رسانند و تجربه نمی کنند که خود موضوع تجربه جویندگانند.

در باورکنندگان دعا و توکل مثل لرزندان کوه است که می تواند تغییراتی را در سطح کوه پدید آورد. آنها می توانند در زندگی خود و دیگران اثر بگذارند اما نه تاثیراتی عمیق،می توانند وضعیت ها را تا اندازه ای تشدید یا تضعیف کنند اما نه متحول، لکن ایمان آورندگان می توانند کوه ها را جابجا کنند و از میان راه بردارند. می توانند اوضاع زندگی خود و دیگران را به تناسب قدرت ایمانشان دگرگون سازند و در زیر و سطح زندگی، تغییراتی را بوجود آورند. قادرند وضعیت ها را به اوضاع دیگری تبدیل کنند و چیز ها را به چیز دیگری بدل نمایند. آنها کیمیا گرانی باطنی اند. اگر قدرت دعای باورکنندگان مثل نیروی بخار است، اقتدار دعای ایمان آورندگان مانند نیروی برق است اما توان یقین داران و متصلان مثل قدرت عظیم هسته ای و نیروی ضد ماده و بلکه بیش از این است. آنان عیناً دارای قدرت خلاقه الهی اند.

می توانند بوجود  آورند  و نابود کنند. وقتی با کوه های مسائل برخورد می کنند در لرزاندن و جابجا کردن کوهها متوقف نمی شوند بلکه قادرند کوه ها را محو و نابود کنند یا جایی که کوه نیست آن را بوجود آورند.

اگر باور کنندگان از آشنایان شاه و ایمان داران از خانواده شاه محسوب می شوند، یقین داران و متصلان، به مقام شاهی رسیده اند و تاج بر سرند. متصلان یکی شده اند و یکی هستند و یگانه اند، پس از تمام قدرت و شعور و حضور یکی برخوردارند.

آنان قادرند روح دعا و توان دعا کردن را به شایستگان بدهند.

متن بازنویسی شده از دنباله کتاب جریان هدایت الهی 

     

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 13:19 |

تعلیم یکی

 

قیمت  هر چیزی را با دوست داشتن آن می توان نشان داد. هر چیزی را با تمتم وجودت دوست داشته باشی برای تو خواهد بود و به زندگی تو خواهد آمد .

وقتی " یکی" (1) را می خواهی، بیچاره می شوی و چاره ای جز آن یکی نداری. این بیچارگی نشانه ای از خواستن یکی است. اگر غیر از یکی چاره دیگری داشتی، خودت را بازی داده ای.

تنها کسی عبور می کند و می یابد که یک راه و فقط یک راه در پیش دارد. کسی که چند راه دارد هرگز عبور نمی کند و هرگز نمی یابد. او برای همیشه سرگردان می ماند. وقتی بدون یکی تصور زندگی محال شد، آنگاه نشانه ای از ملحق شدن تو به یکی پدیدار شده است و پیوند جاودانه با یکی رخ دادنیست. و اگر زندگی بدون یکی قابل تصور باشد، همان زمان، ختم رابطه  تو با یکی رقم می خورد و دیر یا  زود نمایان می شود. یکی با چیزی هم عرض نمی شود و در کنار چیزی قرار نمی گیرد پس کسی که می گوید یا یکی یا چیز دیگر تنها ممکن است به خیال یکی برسد نه خود آن. در برخورد با یکی بگذار همه پل های  پشت سرت بشکنند زیرا بیشترین ضربه پذیری تو که نشانی از اعتماد پذیری تو است از عشق تو خبر می دهد. خودت را با یکی بیچاره کن که همه چاره های زندگی  در یکیست و بیرون از آن خبری نیست. خودت را در یکی نابود کن که هیچ نابودی و ویرانی در یکی راه ندارد. خود را در یکی تحقیر کن که چون یکی بسیار بزرگ است هر حقارتی در او به بزرگی بدل می شود و هر بزرگی در او خوار می شود.

یکی را از دست نده چون همه چیز را از دست داده ای. حتی همه جهان در برابر یکی هیچ است و پوچ.

... و تو برای  برخورداری از زندگی حقیقی او را، آن یکی را دریاب و تسلیم یکی باش.

از یک راه برو و از یک راهبر تبعیت کن و به یکی وفادار باش. به یکسو نگاه کن و یک صدا را بشنو. یکی را ببین و یکسان ببین. یک تعلیم را بیاد داشته باش و همه را از یاد ببر...

معشوق تو یکیست. گمشده تو یکیست جز او را نجو و نخواه. به یک قانون عمل کن و به یکی اتکاء داشته باش. یک تعلیم بزرگ از همه تعالیم کوچک خوبتر است. همه خدایان مرده در برابر یک خدای زنده، پوچ و ناچیزند. یک انسان یگانه بزرگتر از همه انسان های عالم است. اگر یکی را بدانی، همه را دانسته ای. اگر یکی  را یافتی همه را یافته ای و اگر یکی را داشتی همه را داشته ای. او را بدان و او را بیاب و او را داشته باش. او یگانه معلم زندگیست و یگانه مولای تو. او... روح خداست. هر که از او آموخت و به او آمیخت، زنده شد و از زندگی سرشار گشت. قلب خود را بگشا و بگذار او به روح ات بیاید و تاریکی های مرگبار درونت را بزداید. درونت را تنها با او پر کن تا او تو را از خود پرکند. او یکیست اما روح آسمان ها  و زمین در اوست. پس آن که با او یکیست با آسمان ها و زمین در یگانگیست.

 

استخراج از دنباله ی کتاب جریان هدایت الهی

 

 

پی نوشت:

1- منظور از " یکی" اشاره به خداوند  زنده و حاضر( واحد; احد; فرد) است.

 

 اگر از این متن ها خوشتون می یاد ، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً به این سایت هم سری بزنید، کتاب تعالیم حق را هم  نگاه کنید .

www.taalimehagh.com

+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 13:14 |
« ای بنده ی من . مرا بپرست و تسلیم من باش تا تورا مانند خود گردانم...»
+ نوشته شده توسط رها در و ساعت 13:6 |


Powered By
BLOGFA.COM